خرید بک لینک
کسی برای گریه... ارسالکننده : کیوان محمدی در : 98/2/18 10:57 عصر قبل از جلفا سوار شدم، بعد جلفا شروع کرد به اشک ریختن. مسافر کناریام، دخترکی که سمت راستم نشسته بود. تاکسی تاریک بود و نتوانستم چهرهاش را ببینم، فقط فهمیدم چشمهای درشتی دارد، بی صدا اشک میریخت و بعضی وقتها معلوم بود توان پنهان کردن هق هقش را ندارد... دلم میخواست دستم را بیاندازم دور شانه اش، سرش را بگذارم روی شانهام و بگویم ببین دختر جان حالا با خیال راحت گریه کن، بی هیچ حساب و کتاب و فکر و خیال بعدی، کنار آدمی که چند دقیقه

برچسب: نویسنده: هلیا خلیلی تاريخ: دوشنبه 18 اسفند 1399 ساعت: 9:36

ارسالکننده : کیوان محمدی در : 98/2/18 11:3 عصر در بخشی از اودیسه هومر، که شرح بازگشت اولیس از تروا به زادگاهش ایتاکاست، اولیس و یارانش به جزیره ای میرسند که متعلق به سیرن هاست. سیرن ها موجوداتی نیمه زن و نیمه پرنده اند که صدای بینهایت زیبایی دارند و با آوازی مقاومت ناپذیر دریانوردان را به نزد خود فرا میخوانند چنانکه هیچکس تاب مقاومت در برابر این دعوت ندارد و هر کس هم به دیدار سیرن ها برود تکه تکه شده و توسط آنها خورده میشود. هر مردی که بدون آگاهی به جهان زنانه سفر کند عاقبتی بهتر از ملوان هایی

برچسب: نویسنده: هلیا خلیلی تاريخ: دوشنبه 18 اسفند 1399 ساعت: 9:36

ارسالکننده : کیوان محمدی در : 98/2/18 11:4 عصر مردی که راهی سفر به جهان زنانه میشود با چند خطر بزرگ روبروست. اول اینکه مرد ممکن است به اجبار دست به سفر بزند، به این معنا که حس کند لازم است جهان زنانه را بشناسد ولی احترامی برای این جهان قائل نباشد، مردی که صرفا خودش را با جهان منطقی مردانه که در آن دستاوردها شرط پیدا کردن ارزش است تعریف میکند هرگز نمیتواند درک کند این که یک زن میتواند مدتها به دو عدد پنیر پیتزا خیره شود تا یکی از آنها را انتخاب کند یعنی چه و چه رنگین کمان وصف ناپذیری در ابن ح

برچسب: نویسنده: هلیا خلیلی تاريخ: دوشنبه 18 اسفند 1399 ساعت: 9:36

صفحه بندی